کودکان

فرايند كسب مهارت اجتماعی و سازگاری اجتماعی كودكان در روانشناسی

1397/12/5 1:15
نویسنده : حمیدی
137 بازدید
اشتراک گذاری

موفقیت هر جامعه ای در گرو داشتن افرادی است که بتوانند به نحو احسن با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و به مسائل و مشکلات یکدیگر اهمیت بدهند. از آن جایی که زندگی هر انسانی از عوامل مختلفی تشکیل شده است که شخصیت و رفتار وی را شکل می دهد، بررسی این عوامل می تواند در رساندن افراد به روابط اجتماعی مناسب تر کمک کند. به گفته مختاری ( 1385 ) یکی از عوامل موثر در رفتار فرد، خانواده است. خانواده اولین زمینه های رشد و تکوین شخصیت فرد را فراهم می سازد.
در واقع محیط خانه در دوران پیش از مدرسه اهمیت بسیاری دارد و رفتار والدین در آمادگی کودکان برای ورود به مدرسه بسیار موثر است. مهارتها و تواناییهای کودکان در سالهای اولیه بیش از سالهای بعدی و نوجوانی دستخوش تاثیر می شود، علاوه بر این محیط خانه در طی این سالها اهمیت بسیاری دارد. زیرا بسیاری از کودکان تجربه آموزشی دیگری غیر از محیط  خانه ندارند (ماسن ، ترجمه یاسایی، 1380 ) .
از طرفی دیگر برونفن برنر  ( 1990 )  در نظریه نظام های بوم شناختی خود عنوان می کند که رشد کودک تحت تاثیر چندین لایه از محیط قرار دارد و تغییرات یا تعارضات در هر لایه می تواند به لایه های دیگر منتقل شود. در این الگو، خانواده پردوام ترین، اثر گذارترین و نزدیک ترین لایه از محیط است که بر تمام جنبه های رشد کودک تاثیر می گذارد. زبان، تغذیه، ایمنی، سلامت و باورها همگی از طریق پسخوراندهای رفتاری درون خانواده رشد پیدا می کنند و دانش آموزان محصول خانواده های خودشان هستند           ( برونفن برنر، 1995 ) . در این نظریه، رابطه زناشویی بخشی از ریز نظام ( نزدیکترین لایه محیطی به کودک ) را می سازد، بنابر این، هم به طور مستقیم بر عملکرد و رشد کودک اثر می گذارد و هم به طور غیر مستقیم بر روابط والد - کودک و سبک های فرزند پروری والدین تاثیر دارد.
همانطور که در تحقیقات مختلف عنوان شده است، در اغلب فرهنگ ها عامل نخست اجتماعی شدن فرزند، والدین او هستند. والدین به سه شکل ابتدایی در اجتماعی شدن فرزندان نقش دارند. اول، آنها از طریق آموزش مستقیم فرزندانشان را اجتماعی می کنند؛ این مرحله با تقویت رفتارهایی که ارزشمند یا مطلوب والدین هستند، انجام می شود. دوم، در روند تعامل با فرزندشان، والدین نقش الگوهای مهمی را بازی می کنند تا عقاید و گرایش ها را از آنها فرا گیرند و بالاخره والدین سایر چیزهایی از زندگی اجتماعی کودکان را که می خواهند رشد اجتماعی آنها را تحت تاثیر قرار دهند، تحت کنترل دارند ( پارک   و همکاران، 1983؛ به نقل از برجعلی، 1378 ) .
از طرفی دیگر، انسان محصول اجتماع است و مسلما تحت تاثير نظام ها و فرهنگ های جامعه خود قرار دارد و سازگاری او يك سازگاری اجتماعی است ( اسلامی نسب، 1373).هدف هر موجود زنده رسيدن به سازگاری اجتماعی است. انسان نيز دائما در تلاش است تا سازش بين دنيای درونی و بيرونی خود را به وجود آورد. سازگاری اجتماعی فرايندی است كه روابط بين افراد، گروه ها و عناصر فرهنگی را به وضع رضايت آميزی برقرار می كند. به عبارت ديگر طی اين فرايند روابط ميان افراد و گروه ها طوری برقرار می شود كه رضايت متقابل آنها را فراهم كند (محمدی، 1387). دانش آموزی كه ارتباط بهتر و بيشتری با همسالان خود دارد، از سازگاری اجتماعی خوبی برخوردار خواهد بود و احساسات خود را صريح و آشكار، بدون وحشت از دست دادن دوستان بيان می كند. چنین كودكی دارای ثبات عاطفی لازم و قدرت كافی جهت روبه رو شدن با ناكامی، بدون اينكه احساس ناراحتی يا شكست در او بوجود آيد می باشد (فريد، 1375).
فرايند كسب مهارت اجتماعی و سازگاری اجتماعی كودكان در روانشناسی و خصوصاً در مبحث شناخت اجتماعی مورد بحث قرار گرفته است. از مهارت اجتماعی تعاريف زيادی شده است. اسلبی و گورا  ( 1988، نقل از جمشيدی، 1382) مهارت اجتماعی را مترادف با سازگاری اجتماعی مي دانند. از نظر آنان مهارت اجتماعی عبارت است از توانايی ايجاد ارتباط متقابل با ديگران در زمينه خاص اجتماعی، به طريق خاص كه در عرف جامعه قابل قبول و ارزشمند باشد.
موفقيت سازشی در مدرسه، خصوصا در دوره ابتدايی مستلزم شايستگی در مهارتهای اجتماعی است. شايستگی های اجتماعی عمده در مدرسه شامل مهارتهايی چون اجتناب از قطع صحبت ها، هنگامی كه ديگران صحبت می كنند، برآوردن نيازهای ارتباطی به نحوی كه از نظر اجتماعی پذيرفته شده باشند، همكاری با ديگران، صبر كردن برای ديگران و توانايی پيگيری دستورات می باشد ( داناهو و برايان  ، 1986، نقل از لرنر  ، 1997 ).
با توجه به پژوهش های انجام شده، جای خالی پژوهش هایی که بر تاثیر نوع ارتباط والدین روی کودکان و به ویژه کودکان پیش از دبستان مطالعه کرده باشند، بسیار محسوس است و  از آن جایی که در دوران پیش از دبستان تنها عامل پرورش سازگاری اجتماعی کودکان خانواده می باشد، لذا  پژوهش حاضر جهت بررسی میزان تاًثیر نوع برخورد والدین هنگام مواجهه با مشکلاتشان بر روی سازگاری کودکان پیش دبستانی آنها می باشد؛ زیرا این قضیه می تواند تاًثیرات دراز مدتی در شخصیت کودکان داشته باشد. بنا بر این پژوهشگر سعی دارد تا این تاًثیر را بررسی کند.

پسندها (1)

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کودکان می باشد